بزرگترین وبلاگ هواداران عمو پورنگ
سلام با اینکه اصلا دلم نمیخواد این پست رو بنویسم و از همین ابتدا که سلام رو شروع کردم دارم گریه میکنم ولی نمیتونم نگم. از چند سال پیش شروع میکنم.اون اوایل که تازه از صدای کانکت شدن به اینترنت خوشم اومده بود و هی کانکت میشدم و زود قطع میکردم.کانکت میشدم قطع میکردم.و بعد پای این دختره که من باشم به وبلاگای عموی مهربونش که از دنیا بیشتر دوسش داشت باز شد.اوایل بیشتر از یک وبلاگ بلد نبودم باز کنم.اولین وبلاگهایی که هم میرفتم برای ریحانه خالقی و راحله خالقی بود(نمیدونم بشناسیدشون یا نه؟)هر روز به امید اینکه مطلب جدید (نمیدونستم آپ چیه؟) بنویسن وبشون رو باز میکردم.کم کم به وب بقیه دوستان از جمله زهرا ناظمی رفتم.دیگه دیوانه وار دوست داشتم برای خودم یه دونه از این صفحه ها(وبلاگ نمیدونستم چیه؟)درست کنم و بزرگ بنویسم: عموپورنگ جونم دوست دارم عاشق این بودم که برم این وب و اون وب عکساشو جمع کنم.و ساعتها بهش خیره بهش و قربون صدقش برم. بگذریم از اینکه با چه مکافاتی بعد از چند ماه وبلاگ درست کردم ولی فقط به جز عموپورنگ دیگه هیچی نمینوشتم.هر روز هم برنامه هاش رو میدیدم که از حرفاش مطلب بنویسم. یه ماه گذشت علاوه بر عمو از مدرسه ام هم نوشتم. دو ماه گذشت.درباره تابستون و تفریحاتم هم نوشتم. سه ماه گذشت درباره همه+عموپورنگ نوشتم. روزی به خودم اومدم که اولین پستم بود که درباره عمو هیچی ننوشتم. و ........اینکه یادم میرفت برنامه هاش رو نگاه کنم. باور نمیکنید اگه بگم اسم عموپورنگ میاومد اشک توی چشام حلقه میزد.نمیدونم چرا؟دوسش داشتم. خلاصه میکنم الان که خودمو نگاه میکنم هیچ اشتیاقی به دیدن برنامه هاش.جمع کردن عکساش.نوشتن مطلب دربارش و هر چیزه دیگه ندارم.ازش کلی آهنگ داشتم توی کامپیوتر.نمیدونم چی شد به خودم اومدم و دیدم همه رو پاک کردم.از این حالت ناراحتم ولی دیگه دوسش ندارم.نمیدونم چرا؟ هنوز بعد از چند سال هر کی من و میبینه یاد عموپورنگ می افته و من از این مسئله رنج میبرم.هیچ کس باور نمیکنه من همون نرگسم.من همونیم که برای دیدن برنامه های عمو از مدرسه تا خونه به سرعت نور میدویدم.من همونم که اسم وبلاگم بود((ستاره ای به نام عمو پورنگ))ولی الان نیست. به خودم تلقین میکنم چون سنت زیاد شده از کودکی در اومدی ولی این نیست.بزرگ تر از من هم هستن که عمو رو دوست داشته باشن ولی من !!!!!!!! هنوز هم به پاس اون قدیما سعی میکنم فراموشش نکنم ولی .........خودم و نمیتونم گول بزنم.من همون نرگس نیستم.دیگه ازش خوشم نمیاد. خدایا کمکم کن که قدر دان اونایی باشم که یه روزی به امید اونا زنده بودم.
| Design By : Night Skin |

