
ن : سیده فائـزه (نیشابور )

ت : یکشنبه 29 اسفند1389

ز :
|
+
تکان دست هایی بی قرار چشم هایی چشم به راه یک شاخه از نیلوفر سبز دعا، یک کاسه اب و چند لبخند سبز.. بدرقه عمو پورنگ خوب و دوست داشتنی و امید دوباره دوباره دیدار با
بچه های ایران زمین..

عمو پورنگی که دنیایش یک جعبه مدادرنگی است و رنگ هایی شاد که هرروز نقشو نگار تازه ای را بر صفحه سفید دفترچه خاطرات ذهن کودکان رقم می زنند از ماهی قرمز تنگ بلور تا دنیای عروسک ها، گاه به شیرینی ابنبات چوبی های فصل کودکی و گاه به ترشی طعم آلوچه های بهاره و حتی به خوشمزگی گیلاس های قرمز تابستانه . دنیایی که دریای بیکرانه محبتش ابی تر از مداد شمعی زنگ نقاشی مان است و از لبخند خورشیدش نور شادی می بارد..و از گریه ابرهایش باران خوبی..این ها همه هدیه های عمو پورنگ به فرشته های مهربان زندگی است فرشته هایی که فرشته وار او را به اندازه شکوفه های شفید و صورتی دنیا دوست دارند راستی عمو پورنگ تو میدانی چند شکوفه سفید و صورتی بر درختان دنیا میشکفد؟؟؟!

در انتظار دیدار دوباره ات در سرزمین شاد کودکانه مان با شاخه گل های همیشه بهار که همین دیروز از باغچه نگاه مهربانت چیدیم به صف ایستاده ایم تا آمدن دوباره ات را به جشن گل و لبخند بنشینیم و بر سطر اول دفتر چه هایمان بنویسیم:
مینویسم دیدار
تو اگر بی منو دلتنگ منی
یک به یک
فاصله ها را بردار..

گلعذاری زگلستان جهان ما رابس
زين چمن سايه آن سرو روان ما را بس
من و همصحبتی اهل ريا دورم باد
از گرانان جهان رطل گران ما را بس
قصرفردوس به پاداش عمل میبخشند
ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین
کاین اشارت زجهان گذران ما را بس
نقد بازار جهان بنگر وآواز جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
یارباماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان مارا بس
ازدرخویش خدا را به بهشتم مفرست
که سر کوی تو از کون و مکان مارا بس
حافظ ازمشرب قسمت گله ناانصافیست
طبع چون آب وغزلهای روان مارابس